حرفت را راحت بزنبي دلواپسي بپوشهر جا هم كه خواستي قدم بذار هر وقت دلت خواست به آب بزنهر حيواني را هم كه خوشت آمد بغلش كن،مهم نيست گاو باشد ياگاو زاده يا پرنده ،فقط نگران چشم هاي دنبال كننده نباش.
ببين، تا بوده همين بوده،قضاوت ها نا تمام اند و پشيماني ها بي پايان.توي پروفايلت، خودت باشتگ شلوارت را بعد ِ خريد بكنكفش نو را همانجا بپوش و بيا بيرونساندويچت را دونونه با خيارشور اضافه دستت بگير و توي خيابون در حالي كه به گردنبندهاي چشم نواز طلافروشي زل زدي و كاغذ كاهي لاي دندونات هست،گاز بزن.
نگران پولخرد كرايه تاكسي نباش،شنيدن غرهاي راننده تاكسي ارزشش را دارداگرهم شد سوار اتوبوس هاي شهري شهرستان شومسيرش كوتاه و سرگرم كننده است.آشغال توي خيابون را ديد دولا شو، جمع كن بذار نگاه هاي متعجب مردم ،كم كم از بين برود وخودشان مثل تو شونداون راهنماي لامصب رو هنگام رانندگي خرجكن.پشت سري تو علم غيب ندارد كه تو يهو ميخواهي بپيچي
گاهي چند تا جنس از بقالي هاي كممشتري بخريا دوجلد كتاب دست دوم.بي دليل مهربان باش،تنها چيزي كه با اهدا كردن كمنميشود محبت است،دريغ نكنيد.
ايزد هم اگر در بيابان ندهدت باز،اقلا خودت كيف ميكني!
سه شنبه ۲۴ دی ۹۸ ۱۶:۳۰ ۶۸ بازديد
تا كنون نظري ثبت نشده است